کاربر مهمان خوش آمدید صفحه اصلی | جستجو | مباحث فعال | ورود

نامه آلبرت اینشتین به آیت الله بروجردی اعلی الله مقامه تنظیمات
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:00:24 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
سلام
از دوستان عزیز تقاضا دارم که این مطلب را بخوانید و لینک آن را بگذارید. این مقاله درباره ی مسلمان شدن اینشتین می باشد. خواندن آن را به همه توصیه می کنم.
(لینک: http://djmohammadxxx.blogfa.com/8602.aspx)
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ"
Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954
یعنی:"بیانیه" که در سال 1954(=۱۳۳۳ش) آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.

این رساله درحقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت۱۳۴۰ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:03:58 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و... توسط حمید رضا پهلوی(فوت۱۳۷۱ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده)تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما بعد از اینکه پیامبراکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی " انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه برقانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E = M.C2 >> M = E :C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملاصدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار میدهد...بطور خلاصه او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی)که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:05:04 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
در رابطه با "عقل" نیز - با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند...
در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز"...

۳/۰۰۰/۰۰۰دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکتهای اتومبیل بنز و فورد و...از یک عتیقه دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...

همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن(توسط اینجانب) میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...

اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... توضیحات بیشتر و شماره ی ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده ی این کتابچه ارائه خواهیم داد ...
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:06:41 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
گزیده ای ازآخرین رساله اینشتین:
DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ ="بیانیه"
ترجمه:دکترعیسی مهدوی تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری
پیشگفتار:

در اوائل سال ۱۳۸۲ شمسی(=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد۱۳۱۰ش) - مقیم لندن - پس از سفری به امریکا وآلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی"فورد"در امریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله ی گرانقیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند...بهای این رساله که تماما" به خط خود اینشتین میباشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده / پرداخت گردید:
X - BENZ : $ 1/000/000 (به افتخاراینکه اینشتین آلمانی بود)
X - FORD : $ 1/000/000 (به افتخاراینکه در امریکا میزیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور امریکا(مقتول1963م)که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده ی امریکا دانسته است حال آنکه در 1954م(سال نگارش این اثر) هنوز7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگوئیهای اینشتین به شمار میرود. نیز شاید سرنخهائی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا...؟)
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:08:32 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
X-CONCORDE:$500/000 (به افتخارجناب لاوازیه - مقتول 1794م درانقلاب/ یا شورش/ فرانسه - و نیز قانون بقای ماده ی او که دراین رساله بارها یاد شده است)
X - TITANIC : $ 500/000 (به یادبود کشته شدگان حادثه ی اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی(فوت1955م) - کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخشهائی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن میشود...)...
شخصیت های اصلی این رساله:

آلبرت اینشتین(فوت مشکوک1955م) / الکساندر فلمینگ( فوت 1955م)(؟!!)/ آیت الله العظمی سید حسین بروجردی(فوت1961میلادی)/ نیلز بور(بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری میکرد(فوت1962م)(؟!!)/ جان.اف.کندی(مقتول1963م)(؟؟!!)/ علیرضا پهلوی(مترجم و رابط)( کشته شده براثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان "کا.گ.ب" شوروی در1954م(=1333ش - سال نگارش این رساله؟؟!!)/ حمیدرضا پهلوی(مترجم و رابط)(فوت1371ش=1992م)که نیلز بور اورا به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود...

سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا سه تاریخ مرگ (1954-1955 و باز 1955م) و نیز سه تاریخ مرگ (1961- 1962 - 1963 م) دقیقا" پشت سر هم واقع شده؟؟ وچرا نویسنده (اینشتین)با همکار اصلی اودراین نگارش(الکساندرفلمینگ) هردو در یک سال(1955م) مرده اند؟؟ و چرا یکی از مترجمین و رابطها(ع...پ...) در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟؟و باز چرا همين چندسال قبل دو فرزند مترجم و رابط ديگر(ح...پ...) به نامهای بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ايران مسموم شده و مرده اند؟؟
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:10:03 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن(!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد"یک رولوشن(=انقلاب) خطرناک مذهبی" اجازه ی تکثیر این اثر علمی- مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمیدهد؟؟...
(سرآغاز متن کتاب)(اولین عبارت کتابچه ی اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است):
Herzliche Gruesse von Einstein (هرتسلیشِ گروس فن اینشتاین = با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین)

محضر شریف پیشوای جهان اسلام...جناب سید حسین بروجردی...پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و...آئین تشیع 12 امامی (*1*) را پذیرفته ام/ که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس)(*2*) از سال1954 (*3*) است که من مقیم امریکا و دور از وطن هستم.
به یاد دارید که آشنائی من با شما از ماه اوگوست(= اوت)(*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود(*5*). خوب به یاد دارم که وقتی در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پلید(*6*)اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فروریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی ... به امضاء و تصویب جهانی برسانم.
گرچه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنائی با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمعبندی این چهل نامه است/ برای خوانندگان گرامی(بعدی) نیز مینویسم: همانگونه که آقای... بروجردی - مقیم شهر قم/ در ایران - میدانند:
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:10:52 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت امریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود - در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار... و نابود کردن آنی برخی شهرها... مطلع ساختم و اکیدا" به او (روزولت) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه ی جنایت آمیز...باید ابرقدرتی چون امریکا - که به نظر من عاقلترین و...خونسردترین ابرقدرتهای دنیای فعلی است - سریعا" گروهی را مامور بررسی و تحقیق علمی- در شکافتن هسته ی اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر ...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمیشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار میدهد.اما وقتی امریکا...آن را از قبل ساخته واعلان نموده باشد
دیگر امثال هیتلر دیوانه نمیتوانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره ی پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیدا" قید نمود که:"هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ - حتی با خود نازیهای آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان...سید ابو-ال- حسن (ابوالحسن) اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم/ ایشان نیز در جواب گفتند که:"از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها بهراسند و دست به حمله ی اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن - به نحو ابتدائی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی ...باز تاکید میکنم : تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه ی متعارف با آلمان نازی مقابله کرد".
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:11:58 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگمردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم واین اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد/ اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه ی دیگر(*6*) افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده/ دچار وسوسه ی شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در6 اوگوست (اوت)1945 - که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود - این بمب خطرزا را ...در هیروشیما فروافکند!! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت به زمین نرسیده در آسمان منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد!! احساس میکنم که هرگاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته میشود و پیرتر میشوم!!
و من همانطور که در جنگ اول جهانی ... بین سالهای 1914-1918... درصدد ارائه ی طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم/ دراین 6 سال سیاه جنگ دوم ... 1939-1945 ... نیز دائما" در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته ی اتم بسیار آسانتر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین موجودات جهان است!! ... و در مقیاسهای کوچکتر نیزهمواره ناکام بوده ام / هنگامی که ورزشهای رزمی ازجمله کاراته/ جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار- یعنی چین وژاپن وکره - به سوی اروپا و امریکا آمد/ من ازجمله مخالفان اینگونه ورزشها بودم وتاکید میکردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج میدهد... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند... وچنانکه خود حضرت عالی (= آقای بروجردی) برای من در جواب نامه ی ((ایکس - 25)) مرقوم فرموده اید// ... در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان - غیر مجاز و ممنوع است!!//. آری! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد/ حال آنکه این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج وعواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورند!! و اکنون ای جناب...بروجردی / ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان... بسیار از
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 9:14:52 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
شما سپاسگزارم که در1952 در پی مرگ(( وایتسمن)) - رئیس جمهور وقت اسرائیل - هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را -که رسما"وعلنا"به من(اینشتین)پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده ومهاجرازوطن میدانستند...- بپذیرم؟/ خود درجواب نامه((ایکس- 32)) فرمودید:"انسان خداترس وخردمند چنین پیشنهادی را هرگزنمیپذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده ی سیاست نکنید!".

لذا من(اینشتین) نیز به بهانه ی اشتغالات علمی/ این پیشنهاد را رد کردم...

***************************************************
1-Zwo"lffach
2-Ma"rz
3- برابر با اواخر سال1332 ش / یا اوائل سال 1333ش
4 -5- August -تقریبا" برابر با مرداد ماه 1325 شمسی
6- احتمالا" منظور وی: هاری ترومن(1945-1953) است
7- تقریبا"برابر با مرداد1318شمسی
با تشکر از برادر محمد علی کمالی شهرضایی که آدرس لینک فوق را ایشان در اطلاعیه ای مرقوم فرموده بودند. خداوند جزای خیرشان دهد.
وحیده اصغری
ارسال شده: 13 اردیبهشت 1387   ساعت: 3:36:55 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 18/10/1385
ارسال ها: 125
بسمه تعالی
باعرض سلام وضمن تشکر از مطلب بسیار جالبی که ارائه فرمودید
برای بنده جای سؤال است که چراوحدت وجود از دیدگاه انیشتن رد شده وچراباقوانین نسبیت ناسازگار است؟
اگر توضیح واستدلال بیشتر ارائه کنید ممنون می شوم.
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 15 اردیبهشت 1387   ساعت: 1:06:18 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت برادر محترم آقای علی محمدی
سلام علیکم
متنی را که در قسمت پیام مرقوم فرموده بودید خواندم و راستش کمی متأثر شدم. بیشتر از کلماتی که شما بکار برده بودید. فقط چند نکته را فهرست وار ذکر میکنم انشاءالله که سبب خیر باشد:
1-بنده مسلمان و شیعه 12 امامی هستم و از این بابت شاکر و ممنون خداوند هستم.
2-برادران دیگری را که نام برده بودید اصلاا نه آنها مرا میشناسند و نه من آنها را - در عین احترام برای آنها و همه دوستان دست همگی را میبوسم
3-حدیث امروز سایت دانشکده را مطالعه فرمودید: از نشانه‌هاي عالم، نقد سخن و انديشه خود و آگاهي از عمق نظرات مختلف است). نه اصلا فریب و فریب کاری در کار بوده که شما اینگونه 100درصد و با خاطر جمع ما را به فریب کاری و داشتن "نمایشنامه بسیار تابلو" متهم می کنید و نه خدای ناکرده خدای ناکرده هر گونه قصد و غرض خلاف دیگری.با عرض پوزش از شما انشاءالله که داستان درویش و کشکول نباشد.
4-داستان بسیار ساده بود بنده در مسجدی مقاله ای در این خصوص دیدم و آنرا در قسمت پیامها در معرض دید دوستان گذاشتم بدون اینکه ادعا و نمایشی در کار باشد غفط و فقط جهت مطالعه دوستان. بعد برادر دیگری آدرس متن کامل آنرا عرضه کردند و ذکر هم کردند که از نظر سند مقاله هنوز اطمینان کامل نیست.
5-میدانید که اگثر اهل بهشت طبق روایتی از "بُلها" شاید به تعبیر شما "ساده لوحان" هستند. خداوند مرا از بلها قرار دهد که باعث خیر دنیا و آخرت است.
6- در ضمن بنده هم تحصیل کرده آلمان هستم . به این زبان تسلط کافی دارم. منتها متن مورد نظر در هیچ سایت آلمانی وبه این زبان وجود نداشت یا من پیدا نکردم.
در پایان برای برادر خوبم آقای محمدی آرزوی تندرستی و موفقیت و دقت بیشتر و رعایت انصاف از خداوند متعال دارم.
علی محمدی
ارسال شده: 15 اردیبهشت 1387   ساعت: 2:36:15 ب.ظ.
رتبه: عضو عادی
گروه ها: کاربر

تاریخ عضویت: 14/2/1387
ارسال ها: 6
ضمن عرض سلام خدمت برادر عزیزم آقای وفایی (شرمنده ام خیلی زیاد)
آقای وفایی دوست گرامی
من به هیچ وجه به اعتقادات و افکار شما قصد اهانت نداشته و ندارم. لذا کمال عذرخواهی و پوزش مرا پذیرا باشید.

من به حکم وظیفه و آنچه که آموخته ام در مقابل موج پیام هایی در مورد آلبرت آین اشتاین که در آن مجموعه ای مطالب غیر مستند مطرح شده ایستادم و فقط پرسیدم: فأین تذهبون ؟

( یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا .. )
انتقاد من از این بود که جناب عالی و دیگر دوستان که الحمد لله از دانشجویان برجسته و فهیم هستید چرا باید مطلبی این چنین سست بنیان و بی سند و مدرک را در صفحه اول سایت دانشکده علوم حدیث بنویسید. چیزی که باعث انتشار باور نکردنی این مقوله در بین همه دانشجویان و دیگر اقشار جامعه می شود. و خدا می داند که در آینده چه پیش می آید ! به عنوان مثال همین همراهی خودجوش دیگر دانشجویان دلیلی بر فاجعه ای که رخ خواهد داد می باشد.
اگر این مطلب در تالار فقط نقل می شد می توانستیم خود را اینگونه توجیه کنیم که برای بحث قرار داده شده . اما نقل و انتشار آن بصورت گسترده از سوی چند دانشجو هیچ توجیه پذیر نیست و از شما توقع دارم در نقل و درج چنین مطالبی تأمل ومسئولیت پذیری بیشتری داشته باشید.

از هرگونه سوء تفاهم یا بی ادبی گذشته کمال عذر خواهی و شرمندگی خود را ابراز می دارم.
برادر کوچک تر شما
علی محمدی
علی محمدی
ارسال شده: 15 اردیبهشت 1387   ساعت: 2:40:32 ب.ظ.
رتبه: عضو عادی
گروه ها: کاربر

تاریخ عضویت: 14/2/1387
ارسال ها: 6
سلام

یادم رفت بگم

حلالم کنید ...
نیلوفر حسینی ترکانی
ارسال شده: 15 اردیبهشت 1387   ساعت: 11:52:41 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 30/11/1386
ارسال ها: 226
با سلام خدمت برادران و خواهران گرامی. جسارت بنده را ببخشید.مطالبی که تحت این عنوان مطرح شده قابل تحقیق و بررسی بسیار است. فقط میخواستم توجه شما را به تاپیک بسیار مهم خانم بتول احمد زاده کندی با عنوان خطر خطر جلب کنم . خود بنده هم تحقیق کردم و دیدم که با سرچ اسمم در گوگل فارسی بخشی از مطالب نوشته شده ام در پیامهای عمومی صفحه اصلی برای همه کاربران، باز میشود . البته من آنجا فقط دو مطلب نه چندان مهم در مورد دروسم داشتم . میخواستم توجه شما را به این نکته جلب کنم مطالب این گونه ای که کمی سیاسی و تامل بر انگیز و قابل تحقیق و بررسی است فقط در محیط خصوصی تالار (یعنی همین مکان)، درج و مطرح شود که مورد هر گونه سوژه یابی از نام دانشکده و دانشجویانش ، قرار نگیرد.انشا الله علی (ع) یاورتان باشد.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
محمدرضا فدائی
ارسال شده: 16 اردیبهشت 1387   ساعت: 11:10:23 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 24/1/1386
ارسال ها: 42
بنام خدا و سلام خدمت دوستان عزیز
بتده از تذکر بجایی که در مورد درج اینگونه مطالب فقط در تالاز پژوهش و گفتگو و نه قسمت پیامها داده شد بسیار سپاسگزارم و آنرا بر دیده منت مینهم.
التماس دعا
طيبه تقوي خونساري
ارسال شده: 17 اردیبهشت 1387   ساعت: 4:02:31 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 18/10/1385
ارسال ها: 469
با سلام خدمت دوستان گرامی
لازم دیدم که دراینجا نکاتی راخدمت دوستان عرض کنم وان این است که شما در هرکجای سایت دانشکده چه صفحه پیامها وچه تالارگفتگوهرمطلبی راکه عنوان نمایید می توانید درسایت گوگل به ان دست یابید منتها باید این نکته را درنظر گرفت که صفحه پیامهای دانشکده مربوط به پیامهای کوتاه فنی واموزشی است ونباید با مطالب طولانی انرا اشغال نماییم شما می توانید مطلب خود را در تالارگفتگوی دانشکده عنوان کرده وادرس ان را در صفحه پیام بگذارید و پیشنهادی که دارم این است برای کمتر شدن حساسیت بعضی از دانشجویان در مورد مطالب ارائه شده ، در هنگام ذکر مطلب خود یا منابع را نیز مشخص نمایید ویااگر منبعی در دست ندارید و در مورد صحت مطلبتان شک دارید ان را نیز عنوان نموده واز دیگر دوستان نیز برای تایید صحت مطلب وهمکاری با شما درزمینه دستیابی به منابع معتبر کمک بخواهید تا بحث وگفتگوهای پیش امده بوجود نیاید
درپایان از شما به خاطر عنوان این مطالب پوزش می خواهم چون مطمئنا شما خود در این زمینه اطلاعات لازم رادارید
طرح ساماندهی تالارها
ارسال شده: 19 آبان 1388   ساعت: 10:12:40 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: کاربر عادی

تاریخ عضویت: 16/8/1388
ارسال ها: 95

امام على عليه السلام :

الشَّكُّ على‏ أربَعِ شُعَبٍ : على الَّتمارِي ، والهَولِ ، والتَّرَدُّدِ ، والاستِسلامِ ، فَمَن جَعَلَ المِراءَ
دَيدَناً لَم يُصبِحْ لَيلُهُ ، ومَن هالَهُ ما بَينَ يَدَيهَ نَكَصَ على‏ عَقِبَيهِ ، ومَن تَرَدَّدَ في الرَّيبِ
وَطِئَتهُ سَنابِكُ الشَّياطينِ ، ومَنِ استَسلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنيا والآخِرَةِ هَلَكَ فيهِما .

شكّ چهار شاخه دارد : جدال كردن ، ترس ، سرگردانى و تن دادن . كسى كه ستيزه كردن را
عادت خويش گرداند ، شب او صبح نشود و كسى كه از حوادث آينده وحشت داشته باشد ،
به گذشته برگردد و كسى كه در (عالم) ترديد و تشويش سرگردان ماند ، پايمال سُم‌هاى شياطين
شود و كسى كه به هلاكت دنيا و آخرت تن دهد ، در هر دو سراى هلاك گردد .

نهج البلاغه : حکمت 31
کاربران بازدید کننده این بحث
Guest

پرش به تالار
شما نمی‌توانید بحث جدیدی را در تالار گفتگو ایجاد کنید.
شما نمی‌توانید به مطالب تالار پاسخ دهید.
شما نمی‌توانید مطالب ارسالی خود را حذف کنید.
شما نمی‌توانید مطالب ارسالی خود را در این تالار ویرایش کنید.
شما نمی‌توانید در این تالار بخش نظرخواهی بسازید
شما نمی‌توانید در نظرخواهی این تالار شرکت کنید

تمامي حقوق نرم افزار تالار گفتگو، متعلق به شرکت مسیر فناوری اطلاعات مي باشد.
.Copyright © 2006 Masir IT Co. All rights reserved